![]() نفیسه دانشجوی رشته مشاوره عاشق تو جمع بودن و گردش رفتن آدم منفی نگری نیستم و دوستم ندارم الکی بشینم و برای خودم غم تراشی بکنم . رنگ خاصیم مد نظرم نیست که بگم عاشق اون رنگم. نه! کلا جعبه مداد رنگی رو دوست دارم . . .... بعدشم همین دیگه .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 جستجو
پیوندها
یادداشت های یک سرباز معلم جنوبی ( معرکه است )
گاهی سنگ صبور رزهای صورتی من به توان تو! - - حد فاصل - - خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا! من هم 1 روز عاشق بودم (به خدا) گروه مشاوره دانشگاه شهید بهشتی مشاوران جوان نوشته هاي دل من شمعدان بی شمع ๑۩۞۩๑ برترین وبلاگ پارسی๑۩۞۩๑ كتابخانه اميد ايران . دانلود كتابهاي مبايل و pc كلام تو عصاي معجزه گر توست :) مذهبي اسلامي شامل صدها مداحی جدید صدای پای آب سکوت عشق ریحووون ستایش کابوس شب جنجشک حیرووون :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دفتر خاطرات
گله مند نباش زندگي همين است كه مي بيني .... دعاهای روز ماه مبارک رمضان
دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان : بار خدا قسمت من کن در این روز مهربانی کردن به یتیمان را و اطعام را و فاش کردن اسلام را و مصاحبت با نیکان را به حق فضل خودت ای پناه آرزومندان. دعای روز نهم ماه مبارک رمضان : بار خدایا قرار ده در این روز برای من از رحمت واسعه ات بهره ای و مرا هدایت فرما در این روز برای حجتهای خودت که درخشنده است و مرا بسوی اعمالی که باعث خشنودی توست که جامع هر خوبیست بکَِش بحق دوستی خودت ای آرزوی مشتاقان.
|+| نوشته شده توسط نفیسه در جمعه 30 شهریور1386 ساعت 13
دعاهای روز ماه مبارک رمضان
دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان : بار خدایا ، در این روز برای روزه داری و ایستادن به عبادت یاری ام کن و از لغزشها و گناهان بر کنارم ساز، و ذکر پایدارت را نصیبم کن . چنین باد به یاوریت ای رهنمای ره گم کردگان.
|+| نوشته شده توسط نفیسه در چهارشنبه 28 شهریور1386 ساعت 11
دعاهای روز ماه مبارک رمضان
دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان : بار خدایا قرار ده مرا در این روز از آمرزش جویان و مرا در این روز از بندگان شایسته که فرمان برند قرار ده . و قرار ده مرا در این روز از دوستان مقرب به درگاهت. بحق مهرت ای مهربان ترین مهربانان. دعای روز ششم ماه مبارک رمضان : بار خدایا رسوا مکن مرا در این روز برای متعرض شدن نافرمانیت و مزن مرا در این روز به تازیانه های انتقامت و در این روز مرا از آنچه که باعث خشم تو گردد دور کن، بحق بخششت و نعمتهایت ای نهایت اشتیاق مشتاقان.
|+| نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت 21
دعاهای روز ماه مبارک رمضان
دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان : بار خدایا نیرو ببخش مرا در این روز برای بپا داشتن دستورت و بچشان بر من در این روز شیرینی یادت را و ادای سپاسگزاریت را در این روز به من الهام کن بحق کرم خود و نگهدار مرا به نگهداشت خود و پرده پوشیت ای بینا ترین بینایان. |+| نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 12
دعاهای روز ماه مبارک رمضان
سلام . نماز روزه هاتون قبول . ببخشید که دیر دعاها رو گذاشتم چون دسترسی به کامپیوتر نداشتم . امیدوارم این دعاها دستمونو بگیره و مارو در مسیر خدا قرار بده . دعای روز اول ماه مبارک رمضان : بار خدایا قرار ده روزه ام را در این روز ، روزۀ روزه داران حقیقی و شب زنده داریم را در آن چون قیام کنندگان، و بیدار کن مرا در این روز از خواب غفلت ، و در این روز گناهانم را ببخش ای خدای جهانیان و از من بگذر ای عفو کننده ازگنه کاران. دعای روز دوم ماه مبارک رمضان : بار خدایا نزدیک کن مرا در این روز به وسایل خشنودیهایت و دور کن مرا در این روز از خشم و عتاب و انتقام کشیدنهایت و مرا در این روز برای خواندن آیه های قرآنت موفق بدار برحمتت ای ارحم الراحمین. دعای روز سوم ماه مبارک رمضان : بار خدایا مرا در این روز روزی ده به هوش و بیداری و دور کن مرا در این روز از بیخردی و کم فکری ، و از هر خیری که در این روز میفرستی بهره ای برای من قرار ده بحق جودت ای بخشنده ترین بخشندگان .
|+| نوشته شده توسط نفیسه در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 14
آثار سبک شمردن نماز [حديث]
روزی حضرت فاطمه زهرا (س) از پدر گرامیشان رسول خدا(ص) سوال کرد:
و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا و مصیبت، مبتلا و گرفتار میکند. که شش بلا در "دنیا" و سه بلا در هنگام " مرگ" و سه بلا در "قبر" و سه بلای و اما آنچه در دنیا به او میرسد: اول: آنکه خداوند برکت از عمرش برداشته و عمرش کوتاه میشود. دوم: خداوند برکت از رویش بر می دارد. سوم: خداوند نشانه مردان ( وزنان ) صالح و شایسته را از صورت او محو می کند. چهارم: هرعمل و طاعتی که به جا آورد ، اجر و پاداشی به او عطا نمی شود. پنجم: دعایش مستجاب نمی شود. ششم: نصیب و بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته به دست نیاورده اما آنچه هنگام مرگ به او میرسد: اول: آنکه با ذلت و خواری از دنیا می رود دوم: آنکه گرسنه میمیرد. سوم: آنکه تشنه چشم از جهان میبندد به حدی که اگر از نهر های دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو ننشیند و عطشان بمیرد. اما آنچه در قبر به او میرسد: اول: آنکه خداوند بر او میگمارد که در قبر او را ( به واسطه ی خوف و ترس و پریشانی و اضطراب بیش از حد ) از جای خود بر کند. دوم: آنکه گور بر او تنگ شده، فشار قبرش زیاد میشود . سوم: قبرش مملو از ظلمت و تاریکی می شود. اما آنچه در روز قیامت هنگامی که از قبر خارج می شود ، به او می رسد: اول: آنکه خداوند فرشته ای را مامور می کند تا وی را در حالی که همه نظاره گر او هستند، با صورت روی زمین بکشاند. دوم: آنکه به سختی از او حساب کشیده و به اعمالش رسیدگی می شود. سوم: آنکه خداوند با نظر رحمت به او توجه نفرموده و او را پاکیزه نکرده، و برای
برگرفته از وبلاگ قشنگ http://www.hamidnanaz.blogfa.com/
|+| نوشته شده توسط نفیسه در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 14
ماه رمضان
سلام
حلول این ماه و به همه تبریک میگم . سر سفره افطار ما رو هم از دعای خیر تون محروم نکنید. انشاالله از فردا سعی میکنم که دعای روز رو با معنیش بزارم. شما هم اگر پیشنهادی داشتید بهم بگید خوشحال میشم.
|+| نوشته شده توسط نفیسه در چهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 16
همت
دیروز داشتم مجله موفقیت رو می خوندم که رسیدم به این مطلب :
""وقتی یه آیینه بزرگ میشکنه و به قطعات خیلی کوچیک تقسیم میشه ، باز هم هر قطعه
اونو برداری و نگاه کنی ، عکس خودتو توی اون میتونی ببینی. وقتی خداوند حضرت آدم
رو آفرید ، از روح خودش در او دمید تا جون بگیره ، زنده بشه و این همون مصداق آیه
" و نفخت فیه من روحی " یعنی از روح خود در او دمیدم ، است . یعنی تکه ای از روح
آن خالق بزرگ ، باعث زنده شدن حضرت آدم شد و حالا امروز ما همون آیینه کوچیکایی هستیم
تکه ای از روح خدا رو داریم و اگه دقت کنیم میبینیم که هممون خاصیت خلق کردن و خلاق بودن
رو داریم. "" منو به فکر انداخت .خوندم و ادامه دادم ، رسیدم به این جمله :
" فراموش نکنید ،هیچکس به غیر از خودتان مانعی بزرگ بر سر راهتان نیست."
دیگه دلم طاقت نیاورد گفتم باید یه چیزی واسه وبلاگ بنویسم. فکر کردم به این که ما همیشه بخاطر ترسیدن از انجام یه کار با این که میدونیم
توش موفق میشیم طرفش نمیریم. چون حاضر نیستیم قدمامونو محکم تر برداریم.و
اون ترسی که مثل سوسکه واقعا مثل سوسکه له کنیم. خیلی از کسایی که به یه جایی
رسیدن حتی با بدترین شرایطی که توش بودن یه حرکت خارق العاده ای انجام دادن .
یه موقع هایی با خودم میگم کسی که از فلان روستا تو فلان شهر دور میشه رتبه 1 کنکور ،
میشه مخترع برتر جشنواره خوارزمی حتما یه چیزی داره ، که من تو خودم دارم ، نه من همه
ما تو خودمون داریم . ولی تاحالا پیداش نکردیم.
اون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همت و بعدشم پشتکار . به نظر من کسی که همت داره ، دست به آهن بزنه طلا میشه .
کسی که همت داره آرزو ها و فکرای کوچیکشو به یه واقعیت بزرگ تبدیل میکنه .
مگه میشه کاری رو بخواهیم و نتونیم انجامش بدیم !!! بله! اون موقعی نمیتونیم انجامش
بدیم که خودمون نخوایم ، تنبلی کنیم!!!!! همت نکنیم..... حدوده 1ماه . نیم پیش داشتم زندگی دکتر حسابی رو می خوندم. به معنای واقعی کلمه
کف و تاید قاطی کرده بودم . 3 صفحه میل به میل کارایی که دکتر انجام داده بود رو نوشته بود.
ما 3 صفحه نخواستیم حداقل بشینیم و 2 خط راجع به کارای بزرگ یا کوچیکی که ثمره
دلخواهمونو داشته بنویسیم. دکتر حسابیم یکی از ماها بوده ، فقط کاری که کرده این
بوده که آرزوهاشو محقق کرده، همت کرده. با خودش نگفته حالا بعدا ، فردا انجامش میدم... ، شاید فردا یه حرکت خارق العاده انجام بدم ..
شاید ، شاید........ شایدایی که بجای اینکه مفید باشه مضره . آخه تا کی ؟؟؟؟ تا کی یه قدم
واسه رسیدن به هدفمون بر نداریم ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برداشته نخواسته یهو بره جلو . آهسته رفته اما پیوسته . نگفته دیگه از هفته بعد قول میدم
شروع کنم یا بزار بشه اول ماه اون موقع و 100 تا از این جور حرفا که هممون تو
گفتنش حرفه ای هستیم . شماها رو نمیدونم ولی من باید همت کنم . باید یا علی بگم و بلند شم . اینجوری نمیشه .
ممکنه آهسته برم ولی پیوسته برم و دیر به هدفم برسم ولی باید پیوسته برم . ولی برم!!!!
خدایا کمک کن به همه و به من که بتونیم تو زندگیمون برنامه ریزی کنیم .
که بتونیم قدم به قدم به اون چیزی که می خواهیم برسیم.
|+| نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت 21
یه داستان قشنگ
سقف حمام عمومی ده ریزش کرده بود و عده ای داخل حمام گیر افتاده بودند. جمعیتی انبوه بالای خرابه ها ایستاده بودند و هر کسی چیزی می گفت . یکی می گفت : " طراح . معمار مقصر است که فکر رطوبت و احتمال ریزش سقف را نکرده است. " دیگری می گفت : مقصر صاحب حمام است که هر از چند گاهی به سقف و دیوار حمام سر کشی نکرده." شخصی دیگر میگفت : " مقصر آن مصالح فروش است که مصالح نامرغوب را فروخته و الان نتیجه کارش معلوم شده." دیگری وضعیت آب و هوا را عامل مهم می دانست و یکی مصرف بالای آب و نفر بعدی احتمال خرابکاری وآن دیگری سست شدن پایه های حمام به واسطه لانه خرگوش ها را مقصر اعلام می کرد. شیوانا ازراه رسید و به محض این که از جریان مطلع شد بلافاصله شروع به برداشتن آوار از در ورودی حمام کرد و در حالی که به شدت کار می کرد گفت : " یافتن تقصیر کار آن هم الان که همه زیر آوار مانده اند دردی از آن ها دوا نمی کند. اگر راست می گویید و واقعا در فکر اصلاح هستید وقتی زیر آوار مانده ها نجات یافتند و زمان تعمیر و ترمیم خرابی رسید آن وقت دنبال این اتفاق و راهی بزای تکرار نشدنش بگردید. هنگام مصیبت ،جست وجوی مقصر بهانه ای جز فرار از کار و شانه خالی کردن از کمک نیست.! |+| نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 23
ظهور
دیشب جمال رویت تشبیه ماه کردم .................. تو به ز ماه بودی من اشتباه کردم..........
|+| نوشته شده توسط نفیسه در چهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت 22
زندگی..
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست...
امتحان ریشه ها ست....
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست .. .
زندگی چون پیچکی است .
انتهایش میرسد پیش خدا...................
|+| نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت 14
|