تبليغاتX
دفتر خاطرات
دفتر خاطرات
گله مند نباش زندگي همين است كه مي بيني ....
نامه :)
 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به

کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار

اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در

گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش

 به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان

داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .

اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول

و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان

 حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

 

گیرنده : همسر عزیزم

 


موضوع : من رسیدم

 

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر

دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان

رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر

من بی خطر باشه .

وای چه قدر اینجا گرمه  ! ! !

 

|+| نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه 20 اسفند1387 ساعت 15 |

تبریک :)
 

سلام به همگی

 شروع امامت امام زمان ( عج ) رو به همه تبریک میگم .

 

 

|+| نوشته شده توسط نفیسه در جمعه 16 اسفند1387 ساعت 22 |

دوووووستی
 

دوست كسي است كه من با او ميتوانم صميمي باشم و جلوي او با صداي بلند فكر كنم.

 


 

خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم.

 


براي آنكس كه تو را در آئينه مي بيند جوابي مناسبي داشته باش

 

 

|+| نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه 8 اسفند1387 ساعت 15 |

عاشقترینم :)
 

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد


به شرط پاکی دل


به شرط طهارت روح


به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

 

 

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا


و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف


و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک


و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

 

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...

 


چنین کنید تا ببینید چگونه


بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند


در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند


و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

 

          مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟

 

|+| نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه 1 اسفند1387 ساعت 14 |